مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

220

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

و إن كان لا يعقل ذلك من نفسه فى زمان تركيب جسده العنصري فهو من حيث حقيقته و رتبته عالم بذلك كلّه بعينه ، من حيث ما هو جاهل به من جهة تركيبه العنصري . تأكيد مىكند ، و مىگويد كه : « ختم » مدد جميع ارواح مىدهد . و اگر چه وقت باشد كه : « ختم » از جهت حجاب « تركيب جسد عنصرى خود » از اين معنى غافل باشد ؛ امّا من حيث رتبته و حقيقته داند . و جسد مثالى روحانى مانع تعقّل آن معنى نمىگردد ؛ از آن سبب به جسد عنصرى قيد كرد . و اگر كسى گويد كه : چگونه توان بود كه صاحب مرتبه ، به جهتى از مرتبهء خود غافل باشد ؟ و به جهتى ديگر ، عالم باشد ؟ ؟ تو جواب گوى كه : در اين هيچ شكّى نيست كه : عالم بأسره ، مدد از علم رسول ما محمّد مصطفى - صلعم - مىيابند . و قايل « علّمت علم الاولين و الآخرين » او بود . در حديث « تأبير » چون موافق تدبير رسول نيامده بود ، فرمود كه : « انتم اعلم بأمور دنياكم » . پس دانستيم كه : وقت باشد كه : غلبهء بشريّت ابر صفت ، حجاب نور آفتاب ادراك مىگردد ؛ با آنكه حقيقت محمّدى از آن غافل نبود ؛ از اين جهت شيخ تنبيه كرد كه : « فهو من حيث حقيقته ، . . . الى آخره . يعنى : اين كامل ، كه نام او « ختم » است ، و از روح او ، مدد ولايت ، به ارواح جميع اولياء و انبياء مىرسد ، عالم است به حقيقت و رتبهء خود ؛ كه او است ممدّ همه ؛ و جمله استمداد كمالات ، از منبع وى مىكنند ؛ هم او بعينه از جهت تركيب عنصرى به اين معنى جاهل است . و « ما » در « ما هو جاهل » موصوله است ، بمعنى « الشىء » . و بعضى « 161 » از شارحان

--> ( 161 ) - ن : موصوله است بمعنى الذى يا بمعنى الشىء ( ش ) .